روان‌درمانی، به افراد با اختلال طیف اتیسم در خلال بزرگسالی کمک می‌کند

روان‌درمانی، به افراد با اختلال طیف اتیسم در خلال بزرگسالی کمک می‌کند
1397/3/8
تاثیر روان درمانی بر بزرگسالی افراد اتیستیک

 

برای جوانان با اختلال طیف اتیسم، قدم گذاشتن به دوران بزرگسالی ممکن است مانند پریدن از یک پرتگاه به نظر برسد، بنابراین پژوهشگران در شرف پیدا کردن راه حلی برای این مسئله هستند.

در مطالعه‌ای محدود، جوانانی که توسط یکی از دو روش روان‌درمانی، تحت درمان قرار گرفته بودند، بهتر می‌توانستند با چالش‌های فکری، انعطاف‌پذیری و آگاهی اجتماعی که اتیسم با خود به همراه دارد، دست و پنجه نرم کنند. در نتیجه، آن‌ها از شانس بیشتری برای استخدام شدن، برخودار بودند؛ زیرا چالش‌های نام برده شده، اغلب از پیشرفت بزرگسالان با اختلال اتیسم، به ویژه در محیط کار، جلوگیری می‌کند.

مطالعه‌ی تکمیلی گسترده‌تری در حال انجام است. سرپرست این مطالعه، شان ایک، امیدوار است که این مطالعه، یافته‌های اولیه را تایید کند. او افزود: « به بزرگسالانی که دارای اتیسم هستند، کمک چندانی نمی‌شود.»

ایک، استاد مددکاری اجتماعی و روان‌شناسی در دانشگاه پیتزبورگ، بیان کرد: «تا همین اواخر، بزرگسالان در حوزه‌ی اتیسم به طور کلی فراموش شده بودند.»

او خاطرنشان کرد: «اتیسم، یک اختلال دوران کودکی است، در کودکی شناسایی می‌شود و بهترین فرصت‌ها برای درمان در دوران کودکی هستند. اما این مسئله را فراموش کرده‌ایم که آن‌ها بیشتر دوران زندگی‌شان را به عنوان یک بزرگسال سپری می‌کنند، همچنان با اختلال اتیسم هستند و به یاری و حمایت نیاز دارند.»

در جستجوی چنین حمایت‌هایی، ایک و همکاران دانشگاهیش، دو روش درمانی را مورد آزمایش قرار دادند. روان‌درمانی افزایش شناخت (CET) و روان‌درمانی حمایتی غنی (EST). هر دو موفقیت‌آمیز بودند. اما بر اساس این مطالعه، روان‌درمانی افزایش شناخت، دستاوردهای سریع‌تر و چشمگیرتری را به دنبال داشت.

 

هدف قرار دادن استرس و مهارت‌های اجتماعی

پنجاه و چهار مرد و زن، با میانگین سنی بیست، به مدت 18 ماه، به طور تصادفی تحت یکی از این دو درمان قرار گرفتند. این افراد، همگی در انتهای بالاتر طیف اتیسم قرار داشتند، بدین معنا که آن‌ها از هوش متوسط و بالای متوسط برخوردار بودند و با جملات کامل، ارتباط برقرار می‌کردند.

هدف روان‌درمانی افزایش شناخت، بهبود دادن تفکر و درک اجتماعی است. روان‌درمانی افزایش شناخت، بر مدیریت استرس تمرکز دارد.

افرادی که در روان‌درمانی افزایش شناخت شرکت داشتند، در هفته سه ساعت روان‌درمانی می‌شدند. آن‌ها دو به دو، برای شرکت در تمرین‌های رایانه‌ای، به منظور بهبود بخشیدن به مهارت‌های وابسته به توجه، حافظه و حل مسئله، گروه‌بندی می‌شدند. سپس، آن‌ها در گروه‌های کوچکی در جهت درک دیگران و موقعیت‌های اجتماعی با یکدیگر همکاری می‌کردند. آن‌ها روان‌درمانی انفرادی نیز داشتند.

افرادی که تحت روان‌درمانی حمایتی غنی بودند، یک ساعت در هفته، به یادگیری شناسایی مواردی که موجب ایجاد تنش در آن‌ها می‌شد، می‌پرداختند. طی آن، نحوه‌ی مدیریت تنش و چگونگی رو به رو شدن با مشکلات روزمره را نیز فرا می‌گرفتند.

بر طبق این مطالعه، افرادی که در گروه روان‌درمانی افزایش شناخت حضور داشتند، پس از نه ماه، از لحاظ اجتماعی فهمیده‌تر بودند و شانس بسیار بیشتری برای داشتن کار داشتند. پس از هجده ماه، آن‌ها قادر به تمرکز و تفکر سریع‌تر بودند؛ ویژگی‌هایی که آن‌ها را به عنوان کارجویان بهتری جلوه می‌داد.

آن‌هایی که با روش روان‌درمانی حمایتی غنی، تحت درمان قرار گرفتند نیز دستاوردهای اجتماعی داشتند. اما تقریبا پس از مدت زمانی دو برابر، به آن دستاوردها رسیدند. ایک عنوان کرد: «احتمالا این مسئله به موجب شدت کمتر روان‌درمانی بود. این روش، در مقایسه با روان‌درمانی افزایش شناخت، عملکرد بهتری در کمک به شرکت‌کنندگان، برای درک بهتر احساساتشان داشت.» وی اذعان داشت: «به نظر ما این دو رویکرد می‌توانند مکمل، تلفیقی و موثر باشند.» پی بردن به این موضوع که چه کسی از کدام روش حداکثر بهره را می‌برد، نیازمند مطالعه بیشتری است.

 

نوشته شده توسط کارول تنزر میلر

خبرنگار هلث‌دی

پنجشنبه، 13 فوریه 2018 (خبرگزاری هلث‌دی)

 


1
0

پیام ها

شما هم نظرات خود را برای ما ارسال کنید.